أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
139
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
در بوستان مگذاريد [ و غدوا ] و برفتند ايشان بامداد پگاه همه قادر و توانا و با خود تقدير كرده و عزيمت خود بر منع كردن درويشان از آن بوستان مصمّم گردانيده و [ حرد ] برين معنى منع است و [ حرد ] بمعنى غضب است و خشم ، ايشان گفتند كه : بحرث خود رويد بحرث نرفتند بحرد خداى يعنى بخشم خداى تعالى رفتند كه خداى بوستان را سوخته بود و خشم خود ظاهر كرده و برين معنى [ قادرين ] بر سبيل تهكّم و سخريّه باشد يعنى در حالى كه قادر بودند بر آنچه عزم كرده بودند از بريدن خرما و منع كردن مساكين و درويشان . سدّى گفت : [ حرد ] نام آن بوستان بود ايشان چون به آن بوستان رسيدند بوستان را سوخته و خاكستر سياه ديدند [ قالوا ] گفتند كه : ما گمراه شديم راه بوستان را غلط كردهايم ؛ ما بوستان معمور و آبدان « 1 » و پرنعمت گذاشتهايم اين آن مقام نيست ، چون انديشه كردند و بدانستند كه اين همان جاى است از آن سخن اضراب كردند گفتند : نه كه : ما را محروم كردهاند و خير و نفع اين بوستان از ما منع كردهاند ؛ براى آنكه ما از درويشان باز گرفتيم و عزم كرديم كه درويش را درين بوستان راه ندهيم . [ سوره القلم ( 68 ) : آيات 28 تا 33 ] قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ ( 28 ) قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ ( 29 ) فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ ( 30 ) قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ ( 31 ) عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ ( 32 ) كَذلِكَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 33 ) گفت : آنكس كه بهترين و فاضلترين و عادلترين ايشان بود : نه من شما را گفتم كه درين سوگند كه ميخوريد چرا استثناء نكنيد و ان شاء اللّه نگوئيد ؟ ابو صالح گفت : استثناء ايشان سبحان اللّه بود ، و نه من شما را گفتم كه ببدل اين سخن كه ميگوئيد كه درويشان را منع كنيم چرا ترك اين نيّت و ترك اين سخن نكنيد و بذكر خداى تعالى و تسبيح وى مشغول نشويد ؟ و اين بر آن معنى است كه در عرف پارسيان نيز باشد يكى كه سخن نيكو نگويد ويرا گويند : سبحان « 2 » ميگوى و گفتند : كه معنى اينست كه چرا استغفار نمىكنيد ازين نيّت بدخويش ؟ ايشان درين وقت گفتند : پاكى و منزّهى
--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « آبدان بر وزن آسمان مخفّف آبادان است » . ( 2 ) - كذا در نسخهء قديم ؛ و در ساير نسخ ، « سبحان اللّه » .